السلام علیک یا شاه خراسان...

کاش یک شب باز مهمان دو چشمت می شدم
ریزه خوار مشرق خوان دو چشمت می شدمکـاش یـک شب می گذشتم از فراز چشم تو
گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت می شدم
کـاش یـک شب می سرودم گنبد زرد تو را
فارغ از دنیا، غزلخوان دو چشمت می شدم
کاش یک شب می نشستم بر ضریح چشم تو
بـاز هـم پـابـند پیمان دو چشمت می شدم
صحن و ایوان تو را ای کاش جارو می زدم
چـون کـبوترها نگهبان دو چشمت می شدم
ضـامن آهـوست چشمان دو شهد روشنت
کـاش آهـوی بـیابان دو چشمت می شدم
کاش یک شب معرفت می چیدم از چشمان تو
غـرق در دریای عرفان دو چشمت می شدم
کـاش یک شب می شدم خیس نگـاه سبز تو
شـاهد اعـجاز بـاران دو چشمت می شدم
کاش یک شب نور می نوشیدم از چشمان تو
مـی درخشیدم، چراغان دو چشمت می شدم
سخت شیرین است طعم روشن چـشمان تو
کاش یک شب باز مهمان دو چشمت می شدم
#قیصر_امین_پور
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ ساعت 17:19 توسط مدیریت
|